تبليغاتX
فرشتهاي زندگي من
هديه هاي الهي
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 :: 1:55 :: به قلم : سروناز
پسر عزیزم کاش میدونستی چقدر دوستت دارم  شیطون مامان تازه یاد گرفتی بهت میگم چند تا دوستم داری میگی 10 تا الهی قربونت برم عزیزم  تازه یاد گرفته دستش رو به ما نشون میده میگه حق نداری الهی قربونت برم  مامان فدات بشه عزیزم دوستت دارم  داشتیم  با هم حرف میردیم وباهم بازی میکردیم ازت کلی عکس انداختم
+ نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 1:55 توسط : سروناز |

دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 :: 17:39 :: به قلم : سروناز
این عکسها تفدیم به خاله ازاده وکیوان عزیز
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:39 توسط : سروناز |

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 :: 21:8 :: به قلم : سروناز
سلام خوبید قرار شده اینبار اگر خاله ازاده بیاد و مامانم وبلاگ منو اپ نکرده باشه به مامانم چند ناسزای خوشگل بگه باریکلا خاله ازاده جونم  این مامانی من خیلی تنبله ولی من اومدم بگم دیگه ماشالله میتونم چهار دستو پا راه برم  وای کیوان جون خودت رو برای یک کشتی حسابی اماده کن  میخوام بیام باهات نبرد تن به تن  بعدش هم بریم با هم بستنی بزنیم تو رگ من صبحها بلند میشم از خواب تا جون دارم مامانیم رو گاز میگیرم وموهاش رو همه رو میکنم خیلی کیف میده تازه وقتی مامان خانمی زرنگی میکنه ومیره زیر پتو من خودم رو پرت میکنم روش اون هم از ترس اینکه من از روش نیافتم پایین سریع بلند میشه بعدش که خوابش حسابی پرید من میگیرم در کمال ارامش میخوابم 
 
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:8 توسط : سروناز |

CopyRight © 2008 4masih All Rights reserved