تبليغاتX
فرشتهاي زندگي من
هديه هاي الهي
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 :: 5:11 :: به قلم : سروناز
سلام من داوودم چقدر تو صف بودم پاهام درد گرفت 6 ماهمه ديگه ياد گرفتم جيغ بزنم شيشم رو خودم ميگيرم غداي كمكي ميخورم ماشالله 2 دندون در اوردم  بازي ميكنم تو روروئك ميشينم  وسريع اينور وانور ميرم  شبها بايد تو بغل بابا جونم بخوابم البته هميشه نه بعضي وقتها البته خيلي خوبه دوست دارم راستي مامان بابام گفته كه من ميخوام برم ايران ميخواد برام گوسفند قربوني كنه تازه بايد برم ايران ختنه هم بشم واي درد داره ميترسم ولي عيب نداره ديگه بايد تحمل كنم خوب خوابم گرفته ميرم بعد ميام دوباره مينويسم خدانگهدار
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 5:11 توسط : سروناز |

پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 :: 19:58 :: به قلم : سروناز
سلام من يوسف هستم پسر سوم خانواده پسري زورگو وخود راي ولي خيلي شيرين زبونم وقتي من حرف ميزنم همه از خنده غش ميكنن تو داداشام عاشق داوود كوچولو هستم صبحا ميام بوسش ميكنم مامانم هواسش نباشه تو سرش ميزنم خلاصه كلي اذيتش ميكنم اون هم جيغ وگريه راه ميندازه مامان هم ميگه يوسف گناه داره داداشي ببين داره گريه ميكنه دلت مياد اذيتش كني ولي من دوست دارم اذيتش كنم جالب اينكه از همه برادرام بيشتر دوستش دارم بعد هم تو خونه ما هر كس هر چي ميخوره بايد به من هم يكم بده با تلفن هم حرف ميزنن بايد بدن من هم حرف بزنم تو خالهاي نيني سايتيم هميشه خاله عسل ميگفت به مامانم يوسف رو بوس كن مرسي خاله عسل  مامان بزرگ شقايق جون اومدم برام شكلات ميخري اخه من خيلي شكمو هستم خاله سارا چرا نمياي به من سر يزني منتظرم دايي ايمان جونم كجايي اخه عمهام وعموهام هم كه كامپيوتر ندارن  هيچي اصلا خوب من برم به ماماني وبقيه بگم اپ كردم خداحافظ
 
+ نوشته شده در تاریخ پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 19:58 توسط : سروناز |

دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 :: 2:56 :: به قلم : سروناز
سلام من محسن هستم 7 ساله كلاس اول پسري مظلوم ودوست داشتني عاشق مادر وپدرم  وعاشق تفنگ داداش يوسفم كه از كتره همش به  زر ميگه ولي من همه داداشهام رو دوست دارم خاله جونهاي نيني سايتي /اماني شقايق خاله سارا ودايي ايمان مامان سروناز وبابا دانيال هه رو   دوست دارم
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 ساعت 2:56 توسط : سروناز |

شنبه سیزدهم بهمن 1386 :: 3:9 :: به قلم : سروناز
سلام  من محمد رضا هستم داداشيم محسن خوابه داوود 2 دندون در اورده وحسابي جيغ حيغو شده يوسف هم رو صندلي خوابش برده بود بابا خوابوندش / راستي ما ميخوايم اگر خدا بخواد تا بستون بريم ايران دلم ميخواد ببينم ايران چه شكلي  يادم نيست  ولي دوست دارم برم همه رو ببينم ايران رو ببينم چون من نطر اميم رضا هم هستم ميخوايم مشهد هم بريم  من كلاس سوم هستم 10 ساله هستم  مامان بزرگ شقايق /خاله سارا جون دايي ايمان همتون رو دوست دارم ودوست دارم زودي تابستون بشه بيام ببينمتون دوستون دارم خيلي  
+ نوشته شده در تاریخ شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 3:9 توسط : سروناز |

دوشنبه هشتم بهمن 1386 :: 15:11 :: به قلم : سروناز
سلام    من    داوود   هستم   6ماهه  هستم  كيوان جون  و   ارتين   جون خوبيد
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 15:11 توسط : سروناز |

دوشنبه هشتم بهمن 1386 :: 0:7 :: به قلم : سروناز
maedeh tamam zendegiv bahar zendegi)
nozad man
مائده هديه اسموني خدا به ما

سلام دختركم اميدوارم خوب وخوش باشي خانم من دلم برات تنگ شده مامان رو ببخش اين روزها خيلي درد دارم ولي گلكم توناراحت نشيها به مامان قول بده مواظب خودت باشي ميدوني من تورو بيمه قران كردم وبه خداي مهربون سپردمت ميدونم كه هيچ نگهداري بهتر از خدا نيست من هم خيالم راحته كه تورو به خوب كسي سپردمت مامان جونم همش دارم روزها رو ميشمرم ديگه اخرهاشه بعد من روي ماهت رو ميبينم به اميد خدا اگر خدا بخواد 12 روز ديگه بيشتر نمونده برام با قلب پاك ومهربونت دعا كن دختركم براي همه نينيها ومامانهاشون هم دعا كن كه به سلامتي اين دوران رو طي كنن براي كساني كه هنوز نيني ندارن ومنتظرن خدا 1فرشته بهشون بده براي اونها هم دعا كن كه خدا 1فرشته بهشون بده كه لذات زندگيشون 2برابر بشه من هم براي همه دعا ميكنم واز خدا ميخوام هر چه زودتر اين 12 روز تموم بشه هر چند كه هر چي به موعد زمان زايمان نزديك ميشم يكم ميترسم اخه گفتن بيهوش نميكنن ميخوان از كمر به پايين بي حس كنن ومن بين خودمون باشه يكم ميترسم ولي خوب به خاطر گل روي تو تحمل ميكنم دوستت دارم دختركم منتظرت ميمونم وعده ديدار ما به اميد خدا 12 روز ديگه امين بدون مامان دوستت داره باز هم ميام باهات حرف ميزنم ولي فعلا يكم درد دارم ميرم بخوابم تا تو عشقم خسته نشي فعلا خدانگهدار وبه اميد ديدار به خدا ميسپارمت در پناه حق باشي عزيزم ودوستت دارم خدانگهدار
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 4:0 | نظر بدهید

ماعده عزیز من در هفته ۳۸

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 3:58 | نظر بدهید

                                      دوستتداریم  مائده جون

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 7:46 | یک نظر
مائده عزیز ما در هفته ۳۷ الهی مامان فدات شه ارزوی تندرستی نینیهای دیه وتورو دارم عشق مادر نيني ناز مادر

سلام مائده مادر اميدوارم حالت خوب باشه نيني گولوي من دلم ميخواد اين 19 روز هر چه زودتر تموم شه ومن بيبينمت وبه معناي واقعي حست كنم هر چند كه خدا رو صد هزار مرتبه شكر الان هم حست ميكنم ولي دلم ميخواد ببينم وحست كنم دلم ميخواد بغلت كنم بوست كنم قربونت بشم عزيز دلم ديشب ساك بيمارستانت رو اماده كردم و ديروز هم كه رفتم بيمارستان برگهاي عمل رو پر كردم نيني گلوي من عزيز دل مادر ولي نميدونم چرا اين روزها اينقدر طولاني اين 19 روز به اندازه 9 ماه هست خودش دلم ميخواست ميخوابيدم وبيدار ميشدم ميديدم قراره دنيا بياي ميدوني دختركم مامان سر بارداري تو خيلي نا جور داره درد ميكشه ولي به خدا راضيم حتي اگر خدا 2برابر اين هم بهم درد بده تحمل ميكنم و برام مهم نيست چون اين دردها ميارزه ادم اين دردها رو بكشه عوضش خدا 1 فرشته كوچولو بهش بده مائده جون براي همه كساني كه ارزو دارن خدا 1فرشته كوچولو بهشون بده براشون دعا كن كه خدا بهشون 1 فرشته كوچلو بهشون بده مائده اميدوارم تو ونينيهاي ديگه صحيح وسلامت دنيا بياين وچراغ دل خانوادهاتون رو روشن كنيد امين يا ربالعالمين دعا كن اين 19 روز هم سريع تر تموم بشه ومن تورو در اغوشم بگيرم گلك مامان در ضمن بگم بهت كه داداشهات وبابايت هم بي صبرانه منتظرن تا دنيا بياي قربونت بشه مامان سرونازت عزيز دلم عاشقتم وتا روزي كه بياي پيشم روزها وساعتها رو هم ميشمارم دوستت دارم و به خداي بزرگ ميسپارمت در پناه حق باشي دخترك مادر خدانگهدار تو وهمه نينيها باشه
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 7:42 | نظر بدهید
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 7:20 | نظر بدهید

بهار  عمرم این  با تمام احترامات تقدیم به تو عشقم خدا دخترم  بیمه خودت                                         

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 7:19 | نظر بدهید
عشق مامان وبابا در هفته ۳۶
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 7:15 | نظر بدهید

سلام دخترم دوست دارم تو فرشته ای  زیبای نصیبم شده ای   درست مثل این                                    

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 7:13 | نظر بدهید

سلام مائده مادر امیدوارم خوب وخوش باشی عزیزکم الان که مامان داره برات مینویسه دقیقا خدا بخواد ۳۰ روز دیگر تا تولدت مونده و من بی قراره بی قرارم مائده دخترم از خدا می خواهم همه نینیها و تو عشقم صحیح و سالم وصالح باشید بدون مامان داره لحظه شماری میکنه تا زودتر روی ماهت رو ببینه

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 8:28 | نظر بدهید
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در شنبه نهم تیر 1386 و ساعت 8:21 | نظر بدهید
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 8:29 | نظر بدهید

مائده دوستت

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 8:24 | نظر بدهید
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 8:22 | نظر بدهید
                                                               
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 4:5 | نظر بدهید
مائده ما هفته ۳۵ هست

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 4:1 | یک نظر
                                                                   
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 3:49 | نظر بدهید
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 2:53 | نظر بدهید

                                                             سلام مائده جونم فدات شم عزیزم  ۳۴ روز دیگه میای پیشم صبرم داره تموم میشه زود بیا پیشم  قربونت بره  مامان عزیزم عاشقتم              

|+| نوشته شده توسط sarvenaz در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت 2:51 | یک نظر
maedeh jan doset daram
گر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم:

دوستت دارم
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 23:54 | نظر بدهید
ما ئده
سلام الان که دارم تایپ میکنم مائده در 34 در شکمم هست مائده 4 بچه ما هست از خدا می خوا هم نینی های دیگه و مائده ما صحیح وسلا مت و صالح باشن
|+| نوشته شده توسط sarvenaz در جمعه یکم تیر 1386 و ساعت 23:52 | نظر بدهید
+ نوشته شده در تاریخ دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 0:7 توسط : سروناز |

یکشنبه هفتم بهمن 1386 :: 4:2 :: به قلم : سروناز
اين نيني ها همه خوشکلن :
 
+ نوشته شده در تاریخ یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 4:2 توسط : سروناز |

CopyRight © 2008 4masih All Rights reserved