












.................................
چه زود گذشت باورم نمیشه 1 سال به این زودی گذشته باشه و امشب تولد یحیی کوچولو من باشه
خدایا ازت ممنون هستم نمیدونم چطور شکرت رو بگم فقط میتونم بگم ممنون
خیلی حرف داشتم بزنم ولی هیچی یادم نمیاد
برای یحیی زودتر از موعد تولد گرفتیم البته خانوادگی کیک خریدم و بچها رو بردم رستوران
یحیی 2 روز پیش واکسن زد یعنی همه بچها واکسن زدن من و دانیال هم دیروز واکسن زدیم واکسن انفولانزای خوکی چون حدس میزدم بیحال باشیم و نتونیم تولد بگیرم زودتر براش گرفتم
چند تا عکس هم دارم دقیقا برای امروزش میزارم یک عکس از روز اول تولدش هم میزارم از خدا میخوام به همه کسایی که در انتظار فرزند هستند یک نینی ناز عطا کنه اونهایی که نزدیک زایمانشون هست زایمانهای راحت و خوبی داشته باشن و خداوند بچها رو در پناه خودش حفظ کنه
یحیی جونم عزیز دلم قشنگ مامان تولدت مبارک









به نام ايزد يكتا به نام خدايي كه جز او خدايي نيست بخشنده و مهربان هست خالق همه جهان بينياز از هر چيز و هر چيز نيازمند اون
وارد ماه رحمت و بركت شديم ماهي سرتا سر خير و رحمت
پروردگارا گلهاي باغ زندگي من رو برام حفظ كن
باورم نميشه داريم به 1 سالگي يحيي نزديكي ميشيم وقتي روزها بستري شدنش رو يادم مياد تنم ميلرزه
والان خدا رو صد هزار مرتبه شكر ميكنم كه بچم رو در پناه خودش حفظ كرد
داوود و يحيي انگار دوقلو هستن خيلي شبيه به هم شدند و سن هاشون هم تقريبا نزديكه
عاشق اسم بچها هستم داوود و يحيي و يوسف
اسمهايي با مسما خدايا كاري كن الگو از اين 3 پيامبر بردارن و بچهايي صالح باشن
پروردگارا من فقط تورو دارم و از تو ياري ميجويم اگر تو كمكم نكني هيچ كس ياراي كمك كردن به من رو نداره
................................. شيرين كاريهاي يحيي
تازه ياد گرفته باباش رو صدا ميكنه ميگه بااااااااااااااااااا
مامان رو ميگه ماااااااااااااااااااااااااااا
غذا رو ميگه پوففففففففففففففف
دستاش رو مياره بالا باز و بسته ميكنه و كلي ميخنده
ملق ميزنه
2 دندون كوچولو داره
وقتي شيشه رو بهش نشون ميدم ميگه مممممممممم
وبا لباش صدا در مياره
با روروئك راه ميره
يكم ميشينه
هر چي هم دستش ميرسه ميزاره دهنش
يك عادتي هم داره وقتي بغلش ميكني چنان سفت بغلت ميكنه از ترس اينكه نزاري زمين يا شايدم هم ميترسه بلافاصله چنگ ميندازه تو موهاي ادم
و................................


